تبليغاتX
بودن یا زن بودن -

تعطیلات محرم ، مشهد بودم. گفتنی زیاد دارم ولی چون سرم شدیدا شلوغه، فعلا فقط از یکی از چیزایی که بیشتر منو سوزوند میگم.

 توی راه شاندیز به زشک ( دو منطقه ییلاقی بسیار زیبا در اطراف مشهد) یه مقبره قدیمی بود در کنار یک گورستان عمومی. ساده و گِلی بود ؛ دیواره های ضخیمی داشت و سقفش هم گنبدی بود. نمی دونم چرا  از بچگی یه حس خاصی نسبت به این مقبره داشتم ( البته من کلا اینجور چیزا رو دوست دارم، هر چی قدیمی تر و تاریکتر و دست نخورده تر بهتر! ).

این بار هم توی راه لحظه شماری می کردم که دوباره ببینمش تاخاطرات بچگیمو زنده کنم و توش یه سرکی بکشم. اما با این منظره روبرو شدم.

(شیخ حافظ علی شاه ابردهی)

 

کی می تونه حدس بزنه که این مقبره متعلق به سال ۸۰۹ هجری قمریه؟ تازه ، سنگ قبر رو هم عوض کرده بودند

 

 نمی دونم اینا چه فکری کردن؟( کیا چه فکری کردن؟  فکر می کنی اصلا کسی متولی حفاظت از این آثار باشه!؟ و به اون به چشم یه اثر تاریخی که باید اصالتش حفظ بشه نگاه کنه؟ ) ولی امیدوارم نخوان برای احترام  به بقیه امامها و امامزاده ها و ... یا هر چیز دیگه ،سنگ قبراشونو عوض کنن و دیواراشونو آجر سه سانتی و سنگ کنن.

اینم داخل مقبره. اونجا هم دیگه حال و هوای قبلی رو نداشت. دیوارهارو گچ کردن و رنگ زدند.

( هر چی دنبال اطلاعاتی درباره تاریخچه این مکان گشتم و اینکه اصلا این بابا کی بوده هیچی پیدا نکردم نه تو مشهد نه تهران! ولی به گمونم یه عارف بوده ولی مردم به عنوان امامزاده زیارتش می کنن.)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط کورسو  |